شارژ ایرانسل

فال حافظ

یادداشت های یک خبرنگار

سه شنبه ششم مرداد ۱۳۹۴
م : <-PostCategory-> ن : آزاده

داعشی شجاع کیست؟

در صفحه‌های اجتماعی و سایتهای مختلف، هر روز اخبار جدیدی از جنایتهای داعش به چشم می‌خورد و در این بین، حمایت برخی رسانه های مجازی و تصویری و به طور واضح، حمایت بی چون و چرای برخی مجریان از فعالیت های داعش، به این جریان تفکیری دامن می زند.

"خالد الغامدی" مجری شبکه سعودی وصال که یکی از حامیان خبری گروه ترورستی داعش و القاعده است، چندی پیش در یک برنامه تلویزیونی با آب و تاب فراوان اعلام کرد که سر شیعیان را درو می‌کنیم.

نیروهای داعشی نیز که تاکتیکهای تجاوزگرانه و خوی وحشیگری خود را هر روز ارتقا می بخشند؛ چندی است که کودکان را در کلاسهای آموزش بریدن سر شرکت دادند و در یکی از جدیدترین کلاسهای خود برای دست‌گرمی! از کودکان خواستند تا سر ۲۰ فرد بیگناه را به طرزی فجیع، از تنشان جدا کنند.

باز خدا را شکر که خداوند ظالمان را به ظالمان مشغول کرده و در کنار اینهمه جنایت‌ها، خودشان نیز علیه خودشان شمشیر و تفنگ می کشند.

نیروهای داعشی هر روز با فتواهای جدیدی از سوی مراجع! خود رو به رو می شوند که نشان از چهره کثیف آنها و حامیانشان دارد؛

فتوای عجیب مفتی وهابی: یک داعشی شجاع کسی است که بتواند حداقل یکی ازهم رزمان خودش را بکشد. والا اگر کشته شود شهید نیست و به بهشت نمی رود.
مفتي الوهابية فتوى غريبة: واحد الشجعان الذين يمكن أن تقتل واحدا على الأقل من رفاقه على حدة. خلاف ذلك ليس شهيدا والذهاب الى الجنة.
Wahhabi mufti's fatwa strange: a brave one who can kill at least one of his comrades apart. Otherwise not a martyr and go to heaven do no



:: موضوعات مرتبط: فرهنگی، اجتماعی
:: برچسب‌ها: داعشی شجاع


پنجشنبه یکم مرداد ۱۳۹۴
م : <-PostCategory-> ن : آزاده

یاد کودکی بخیر...

امروز دلم عجیب گرفته است برای پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌هایم، برای عمویم، برای مادر همسرم و برای پدر همسرم که فقط عکسش را دیده ام، کاش آن روزهای شاد دوباره بازمی گشتند، چه لذتی داشت پای صحبت پدر بزرگ ها و مادربزرگ ها و بزرگترهای خانواده نشستن و به صحبت های شیرین آنها گوش دادن. همیشه از نشستن کنار پدربزرگها و مادربزرگهایم سیر نمیشدم، یادم هست که گاه ساعتها کنارشان می نشستم. پدربزرگ مادری‌ام دنیایی از معلومات و دانش بود، آنقدر به او علاقه داشتم که حتی باوجود ازدواج و بچه دار شدن باز هم زمانی را به رفتن به روستا و نشستن کنار او اختصاص میدادم اما هفت سالی است که به رحمت خدا رفته است و دیگر چهره خندان و زیبایش را نمی بینم و صدای مهربان و حرفهای دلنشینش را نمی شنوم اما همه آنها را به یاد دارم.

یاد حوض بزرگ خانه پدربزرگم بخیر که تابستان ها و عید نوروز، با بچه های فامیل که آنها نیز از شهر به روستا می آمدند؛ دور آن می نشستیم و سر و صورت یکدیگر را آب پاشی می کردیم.

مادربزرگم هر وقت که نوه هایش را می دید برایشان اسپند دود می کرد، اسپندها را هم از حیاط می چید، برایمان نان تنوری می پخت؛ شیر و ماست، عسل، کره و تخم مرغ محلی می آورد تا با نان تازه بخوریم. او نگران مهمان ها نبود چون اولا همه آنها دختر و پسرها و نوه هایش بودند و دوم اینکه همه چیز برای پذیرایی به راه بود؛ از گوشت و برنج گرفته تا سبزی و میوه!

بعضی وقت ها ۳۰ یا ۴۰ نفری از فامیل به مزرعه پدربزرگمان می رفتیم، کنار استخر ماهی می نشستیم، پسرهای فامیل با قلابی که نوک آن را کرم خاکی می چسباندند ماهی می گرفتند و روی آتش برشته می کردند، یک وقتی ما متوجه می شدیم که آنها ...

ادامه متن را در ادامه مطلب بخوانید...



:: موضوعات مرتبط: فرهنگی، اجتماعی
:: برچسب‌ها: روزهای کودکی


پنجشنبه یکم مرداد ۱۳۹۴
م : <-PostCategory-> ن : آزاده

سرقت از دفتر خبرگزاری فارس

صبح امروز باخبر شدیم که شب گذشته از دفتر جدید و البته در حال ساخت خبرگزاری فارس مازندران سرقت شده است. قرار بود که تا چند هفته دیگر شاهد مکان جدیدی برای دفتر خبرگزاری فارس در مرکز استان باشیم؛ همان جایی که منزل مرحوم جابر معافی و برادرش در حال ساخت است و آن مرحوم نیز قصد داشت تا طبقه زیرین منزل خود را به دفتر کارش اختصاص دهد تا بیشتر در کنار خانواده اش باشد و با خیال آسوده تری نیز به کارش برسد.

لحظاتی پیش که با مهرانگیز عباسی سرپرست خبرگزاری فارس مازندران و همسر مرحوم جابر معافی صحبت می‌کردم؛ به من گفت که سارقان تمامی کابل‌های برق و تلفن را از پارکینگ منزل و دفترِ در حال ساخت آنها به سرقت بردند که ارزش این لوازم به پنج میلیون تومان می رسد.

امیدواریم که هر چه زودتر سارقان پیدا شوند و پروژه ساخت دفتر ثابت خبرگزاری فارس مازندران که با ۹۹ درصد پیشرفت فیزیکی همراه بود نیز به زودی به پایان برسد.



:: موضوعات مرتبط: فرهنگی، اجتماعی
:: برچسب‌ها: سرقت


دوشنبه هشتم تیر ۱۳۹۴
م : <-PostCategory-> ن : آزاده

فقط وبلاگ فارسی!

بالاخره بعد از بیش از یک ماه صبوری برای رفع مشکل وبلاگ فارسی که یک مشکل سراسری بود، بار دیگر مطالب دفترچه یادداشتم به روز می شود. اما خودمونیما! وبلاگ فقط وبلاگ فارسی و دیگر هیچ!

منتظر مطالب جدید باشید...

فعلا...



:: موضوعات مرتبط: فرهنگی، اجتماعی
:: برچسب‌ها: وبلاگ فارسی


دوشنبه یکم تیر ۱۳۹۴
م : ن : آزاده

چرخش کلید تدبیر بر فرمانداری‌های شرق مازندران

عصر دیروز که گفته میشد جلسه تودیع و معارفه فرمانداران قدیم و جدید شهرستان نکا به صورت غیرعلنی برگزار میشود؛ اما این جلسه به صورت علنی و با حضور خبرنگاران برگزار شد و ما هم معنی علنی و غیرعلنی را به خوبی متوجه شدیم!

رحیم قاسمی طوسی که هنوز تعداد ماه‌های حضور او در فرمانداری نکا به ۱۱ هم نرسید، از ابتدا مورد توجه برخی رقبا قرار گرفت به طوریکه دو ماه از حضورش نگذشته، زمزمه برکناری او مطرح شد و بالاخره پس از بالا گرفتن این زمزمه ها، عصر دیروز به واقعیت تبدیل شد.

جعفر احمدی مدیرکل آمار و اطلاعات استانداری مازندران با حفظ مسئولیت فعلی، به جای رحیم قاسمی طوسی، سکاندار فرمانداری نکا شد و جالب اینکه قاسمی طوسی در ۱۰ ماه خدمت خود، سرپرست بوده است.

به زودی تغییراتی نیز در فرمانداری های بهشهر و گلوگاه اتفاق می افتد که فعلا مبنای آن بر جایگزینی عیسی قاسمی طوسی فرماندار شهرستان گلوگاه به جای محمدتقی نورزاد فرماندار بهشهر است و گفته می‌شود محمدرضا تباکی معاون فرماندار گلوگاه نیز سرپرستی فرمانداری گلوگاه را بر عهده می گیرد.

البته افراد دیگری نیز برای فرمانداری های بهشهر و گلوگاه در نظر گرفته شده اند که باید ببینیم تصمیم دقیقه ۹۰ وزارت کشور و استاندار مازندران چیست.

یکی از دلایل تغییر فرمانداران در این شرایط، یکدست کردن آنها برای میزبانی خوب از دهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی و البته پنجمین دوره انتخابات مجلس خبرگان رهبری است زیرا گمان میرود که برخی از فرمانداران قبلی، حد و حدود خود را رعایت نمی کنند!

تا بعد...




دوشنبه یکم تیر ۱۳۹۴
م : <-PostCategory-> ن : آزاده

رویای فرماندار بهشهر!

فرماندار بهشهر که خیلی وقت است خواب شهردار شدن را می بیند و عده ای نیز همراه او همین خواب را برایش می بینند، از دیروز منتظر یک اتفاق مبارک است تا شاید رویای شهردار شدن او محقق شود.

گفته می شود اویس موسی زاده عضو شورای شهر بهشهر از سمت خود استعفا داده است تا کاندیدای نمایندگی مجلس در دوره دهم باشد، اما تاکنون هیچ متن استعفایی را به شورا تسلیم نکرده است.

محمدتقی نورزاد که گویا تکیه بر صندلی را از هر چیز دیگری مهمتر میداند، تلاش های زیادی به خرج داده تا به شهرداری برسد؛ همانجایی که به خیال خود، بازی سیاست را با همکاری سایر حقوقدانان برجسته با مدارک بالا! میتواند تسخیر کند و به توسعه تجارت های خود و سایر دوستانش برسد.

فضای شهرداری و شورای شهر بهشهر، بسیار سیاست زده است و همه نیز زیر سر فرماندار و آقای نماینده و البته مگس های دور شیرینی است. همانها که وزوزکنان می چرخند تا لقمه و طعمه ای پیدا کرده و بر روی آن چنبره بزنند.

شورا و شهرداری بهشهر در دوره چهارم، از ابتدای فعالیت خود زیر نگاه های سیاست های آلوده بودند و عده ای قسم خوردند که نگذارند کارهای این شورا به سرانجام برسد مگر آنکه از کانال آنها بگذرد...
فرماندار بهشهر که یک مهره سوخته برای وزارت کشور تلقی می شود، این روزها دست و پا زنان به سمت عمارت شهرداری بهشهر در حرکت است...

فعلا...



:: موضوعات مرتبط: فرهنگی، اجتماعی
:: برچسب‌ها: رویای یک فرماندار


دوشنبه یکم تیر ۱۳۹۴
م : <-PostCategory-> ن : آزاده

بوی خیانت و توطئه در شورای شهر بهشهر

خیلی وقت است که فضای سیاسی بر پیکر شورای شهر بهشهر سایه افکنده است اما این بار علاوه بر این سایه تند و نابخردانه، بوی خیانت و توطئه نیز بر آن سنگینی می کند. این روزها، آقای فرماندار و نماینده بهشهر، نکا و گلوگاه به همراه نایب رئیس شورای اسلامی بهشهر، سر در برف فرو برده‌اند!

اقدامات شبانه آنها علیه یکی از اعضای شورای شهر بهشهر، به مانند شبیخون است! آقای فرماندار و نماینده آنقدر غرق در حقوقدانی هستند که دایره عقلشان بسیار کوچک شده و دیوانه وار در پی شاهکارهای سیاسی و خفت باری هستند که فقط و فقط البته از دست همین ها بر می آید.

چند شب پیش بود که فرماندار بهشهر از فرط توطئه ای از پیش طراحی شده با کمک برادر خانم خود که نایب رئیس شورای اسلامی بهشهر است و هدایت از راه دور آقای نماینده، نتوانست بخوابد و صبح در حالی به محل کارشان رفتند که هردوی آنها بوی خیانت و توطئه میدادند.

آنها خواستند تا یکی از اعضای شورای شهر را که به خیال خود موی دماغ آنها شده است را نتنها از شورای شهر بلکه از صفحه روزگار نیز محو کنند!آقای فرماندار در نشست های صمیمی خود با دشمنان دوست نمایش گفته است که قصد دارد تا تمام تلاش خود را برای برکناری یکی از اعضای شورای اسلامی بهشهر به کار ببندد تا پای نخستین عضو علی البدل را که میتواند با رای خود نقش مهمی در تصمیم گیریهای پنهانی و خلاف قوانین و دستورالعمل ها داشته باشد را به شورا باز کند.

آقای فرماندار و نماینده نیز البته حقوق خوانده اند و نخستین عضو علی البدل نیز حقوق دان است و میتوانند ترکیب خوبی را به وجود آورند...البته دو آقای حقوقدان بیشتر در ضایع کردن حقوق تبحر دارند و گویا فارغ التحصیل در رشته تضییع حقوق هستند و پایان نامه های خیانت و توطئه را ارائه داده و نمره قبولی هم گرفته اند.

اما توطئه آنها این بار نیز به ثمر ننشست و آنها باز هم چهره واقعی خود را نشان دادند...حالا باید منتظر باشیم که توطئه بعدی آنها چیست و چگونه میخواهند کرسی شهرداری و شورای شهر را نیز همانند کرسی فرمانداری و دانشگاه ها و دستگاه های اجرایی و اصناف و ... را از آن خود کرده و به جایگاهی مرده و گندآب تبدیل کنند.

فعلا...



:: موضوعات مرتبط: فرهنگی، اجتماعی
:: برچسب‌ها: توطئه


دوشنبه یکم تیر ۱۳۹۴
م : <-PostCategory-> ن : آزاده

آغازی دوباره

به دلیل مشکلاتی که در پشتیبانی وبلاگ فارسی در ایران رخ داد، چند ماهی بود که امکان ارسال مطلب بر روی خروجی وبلاگ را نداشتیم، بالاخره پشتیبان خارجی آن توانست، نسخه قبلی را ترمیم و البته با اندکی تلخیص! تحویل دهد.

فعلا...



:: موضوعات مرتبط: اجتماعی
:: برچسب‌ها: پشتیبانی


چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۴
م : ن : آزاده

مرگ، آهسته در می‌زند

دیروز، روز اندوه‌باری را پشت سر گذاشتم، حدود ۹ صبح بود که خبر فوت عموی عزیزم را شنیدم، همانند سایر اقوام و آشنایان، هیچ برنامه‌ای را مهمتر از حضور در مراسم تشییع و خاکسپاری او در روز گذشته به ذهنم خطور نکرد، هر طوری بود خود را به مراسم رساندم.

عمو حسن، بعد از چهار ماه بستری بودن در ICU یکی از بیمارستان ها، سرانجام تسلیم مرگ شد و این تقدیری است که دیر یا زود به سراغ هر فردی خواهد آمد، در هیاهوی لحظاتی که فکر میکنی دیگر همه چیز خوب است اما مرگ آهسته در می‌زند و چاره‌ای جز تسلیم نیست.

عمو حسن هم رفت، مانند مادربزرگ و پدربزرگ، و در کنار دو فرزند مرحومش به خاک سپرده شد.

اینجاست که جز راضی شدن به قضا و قدر الهی و درخواست رحمت و مغفرت برای فرد درگذشته، کار دیگری نمی‌توان کرد؛ هرچند که اشک‌ها ناخودآگاه جاری می‌شود و زبان از جای خالی او می‌گوید.

دیشب به خانه بازگشتیم و فردا و پس فردا باید در مراسمات ختم عموی مهربان و دوست‌داشتنی‌ام شرکت کنیم.

روحش شاد 




دوشنبه چهاردهم اردیبهشت ۱۳۹۴
م : ن : آزاده

تقابل برای بقا!

این روزها، گاردگرفتن‌های نامزدهای احتمالی دهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی و شاخ و شانه کشیدن‌های آنها برای یکدیگر، از نکات جالب و دیدنی است.

برخی‌ها که حضور صدردصدی خود را اعلام کرده‌اند؛ خیلی وقت است که به تقابل با رقبا پرداخته‌اند و چیزی به نام جنگ اول به از صلح آخر نیز وجود ندارد و البته تصمیم گرفته‌اند در کنار "تقابل برای بقا" ،  "تنازع برای بقا" را نیز انجام دهند!

جالب است که همین افراد، به صورت مستقیم و مداوم از محبت، دوستی، رقابت سالم، انسان دوستی و از این قبیل کلمات زیبا و فریبنده برای دور زدن رقبا استفاده می کنند و جالب تر اینکه همه می دانند؛ موضوع چیست!

...فعلا